ترجمه آزاد از خطبۀ امام زین العابدین علیهالسلام در شام
صدا گرم و رسا پیچید در گوش ستمگرها بخوان تا بشنوند این روضهها را کورها، کرها به منبر میروی تا واکنی بغض غریبت را بخوانی آیـۀ والعـصر در داغ صنوبرها به ذلت میکشاند خطبهات نمرود شامی را بخوان تا واشود زنجیر از تزویر منبرها زلال زمـزم نام عـلی را در سبـو داری که از نام علی مستی بگیرد باز ساغرها چه پیکاریست اینجا، ساحت خورشید با ظلمت! به میدان آمده تـیغ زبان با تیغ خـنجـرها انا ابن الفاطمه بنت رسـول الله تـان هستم بگرئید ای مسلمان زادهها در مرگ باورها طواف کعبۀ این ناکـسان بیحـیا تا کی؟ فقـط دور مدار عـشق میگـردند قـنبرها سخن از یال خون افشان و سم اسبها، آری سخن از بوسۀ تیر است روی نبض حنجرها میان جنگـل سرنـیـزهها و تـیـغهـا دیـدم هزاران زخم کاری روی لبخند کبوترها دلم میسوزد از تکرار تصویر پریشانی دمی که شعله میرقصید روی حزن معجرها صـدای لالای یک زن غـمـدیـده مـیآیـد پُر است از آتش تب، گرمی آغوش مادرها زیارت میکنم با اشک، این سرهای بی تن را به یاد آیـههای روشن و خـونین پیکـرها شما در خواب غفلت بودهاید و ماه را کشتند بخوابید ای شقاوت پیشهها در گرم بسترها چگونه آفـتـاب نـام مولا را نمیبـیـنـید؟! شما را شرم باد از غـربت رسم پیمبرها منم فرزند مکه، من صدای مطلق وحیام پُـرَم از مـعـجـزات روشـن الله اکـبـرهـا برایم بعد از این هر روز، روز سخت عاشوراست انا ابن الفاطمه! میراثدار روضۀ سرها! |